
صفحه اصلي > سرمقاله > هفته ملی بدون دخانیات نقطه عطفی برای تغییرِ سیاستها
هفته ملی بدون دخانیات نقطه عطفی برای تغییرِ سیاستها9 خرداد 1405. نويسنده: monshi |
![]() با فرا رسیدن «هفته ملی بدون دخانیات»، بار دیگر شاهد موجی از پوسترها، ویدئوهای اطلاعرسانی و شعارهای تکراری در رسانهها و محیطهای آموزشی هستیم. مجید اسفندفر/ این مناسبت، در ظاهر گامی برای ارتقای سلامت عمومی به نظر میرسد، اما اگر نگاهی واقعبینانه و عمیق به وضعیت موجود بیندازیم، باید با صراحت بپرسیم: آیا این هفتههای مقطعی، واقعاً در مسیر تغییر رفتار نسل جوان گام برداشتهاند یا صرفاً به مراسمی برای نمایش فعالیتهای صوری تبدیل شدهاند؟ واقعیتِ تلخ این است که با وجود تمام این کمپینها، آمارهای مصرف دخانیات، بهویژه در میان نوجوانان و با ظهور ابزارهای مدرنی چون «ویپ»، نه تنها کاهش نیافته، بلکه ماهیتی پیچیدهتر و خطرناکتر به خود گرفته است.ما امروز با یک بحرانِ «شکست در روش» روبرو هستیم. سالهاست که سیاستهای مبارزه با دخانیات در کشور، بر پایه یک پارادایمِ فرسوده بنا شده است: «ترساندن». ما با نمایش تصاویرِ سیاه و سفید از ریههای سیاه یا هشدار درباره مرگهای ناگهانی، سعی کردهایم مانع از مصرف شود. اما تجربه نشان داده است که در عصر اطلاعات و در میان نسلی که با چالشهای روانی و فشار اجتماعی بیسابقهای دستوپنجه نرم میکند، «ترس» دیگر کارکرد آموزشی ندارد؛ بلکه تنها باعث بیتفاوتی یا حتی نوعی عصیانِ پنهان در میان نوجوانان میشود. ما با تکیه بر ترس، از مواجهه با ریشههای اصلی مشکل گریختهایم و این دقیقترین معنای شکست استراتژیک در حوزه سلامت عمومی است.مطالبهی اصلی ما در این هفتهی ملی، گذار از «آموزشهای سطحی» به سمت «توانمندسازی ساختاری» است. مبارزه با دخانیات نباید تنها در قالبِ «ممنوعیت» و «ترس» تعریف شود؛ بلکه باید در قالب «ساختن انسان» بازتعریف گردد. تا زمانی که در نظام آموزشی ما، مهارتهای حیاتی مانند مدیریت استرس، کنترل تکانهها، تفکر انتقادی و بهویژه قدرتِ «نه گفتن» به شکلی علمی و سیستماتیک تدریس نشود، هر کمپینی برای «هفته ملی بدون دخانیات»، تنها هدر دادن منابع ملی خواهد بود. ما نباید از نوجوانان بخواهیم که «دخانیات مصرف نکنند»، بلکه باید آنها را چنان توانمند کنیم که «قدرت مقاومت در برابر وسوسه و تبلیغات فریبنده» را داشته باشند. ما به جای ایجاد ترس، باید «اراده» ایجاد کنیم.همچنین، نباید از واقعیتِ نوینِ میدان نبرد غافل شد. در حالی که نهادهای مسئول درگیر طراحی پوسترها و برپایی همایشهای سنتی هستند، شرکتهای دخانیات و تولیدکنندگان محصولات نوین (مانند ویپ)، با استفاده از هوش مصنوعی، اینفلوئنسرهای دیجیتال و تبلیغات پنهان در شبکههای اجتماعی، در حال اشغالِ ذهنیت نسل آینده هستند. این شرکتها با استفاده از رنگها، طعمها و ظاهرِ مدرنِ محصولات خود، دخانیات را از یک «عادت مضر» به یک «سبک زندگی جذاب» تبدیل کردهاند. اگر نهادهای حاکمیتی و آموزشی در این هفته، تنها به فعالیتهای سنتی خود بسنده کنند و در فضای دیجیتال با همان سرعت و خلاقیتِ دشمن حضور پیدا نکنند، عملاً پذیرفتهاند که میدان نبرد را به سودجویان واگذار کنند.در نهایت، هفته ملی بدون دخانیات باید نقطه عطفی برای تغییرِ سیاستها باشد، نه صرفاً یک مناسبت در تقویم. ما از سیاستگذاران سلامت، نظام آموزشی و والدین مطالبه میکنیم که از رویکردهای منفعلانه دست بردارند. هزینه درمانِ آسیبهای ناشی از دخانیات در دهه آینده، بسیار سنگینتر از هزینهی سرمایهگذاری بر روی آموزش مهارتهای زندگی در امروز خواهد بود. ما به دنبال شعار نیستیم؛ ما به دنبال یک استراتژی ملی هستیم که در آن، سلامتِ نسل آینده، از اولویتهای سیاسی و اقتصادی فراتر رفته و به یک حرکتِ اجتماعی و ساختاری تبدیل شود. اگر امروز برای ساختنِ ارادهی جوانان سرمایهگذاری نکنیم، فردا تنها شاهد فروپاشیِ سلامتِ عمومی و از دست رفتنِ سرمایههای انسانی خواهیم بود. بازگشت |