Logo

صفحه اصلي > یادداشت > سواد رسانه‌ای؛ سلاح پنهان ملت در جنگ ترکیبی

سواد رسانه‌ای؛ سلاح پنهان ملت در جنگ ترکیبی


15 دی 1404. نويسنده: monshi


جنگ‌های امروز، دیگر محدود به میدان‌های نظامی و تقابل‌های فیزیکی نیستند.
زری اسفندفر/ در جهان معاصر، شکل تازه‌ای از نبرد جریان دارد که ذهن، باور و ادراک جوامع را هدف گرفته است؛ نبردی پیچیده و چندلایه که از آن با عنوان «جنگ ترکیبی» یاد می‌شود. در این جنگ، رسانه، خبر، تصویر و تحلیل، به ابزارهایی تعیین‌کننده تبدیل شده‌اند و افکار عمومی، به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین اهداف دشمن، در مرکز توجه قرار گرفته است. در چنین شرایطی، سواد رسانه‌ای به‌درستی می‌تواند «سلاح پنهان ملت» نام بگیرد.دشمنان جمهوری اسلامی ایران با آگاهی از جایگاه ویژه مردم در معادلات قدرت، تلاش می‌کنند از مسیر عملیات روانی و جنگ شناختی، اعتماد عمومی را تضعیف کرده و جامعه را دچار تردید، اضطراب و دوگانگی کنند. شایعه‌سازی، تحریف اخبار، بزرگ‌نمایی مشکلات، سیاه‌نمایی دستاوردها و القای روایت‌های جهت‌دار، بخشی از راهبردهایی است که با هدف ایجاد فاصله میان مردم و نظام دنبال می‌شود. در این میان، هر شهروندی که بدون آگاهی، خبری را می‌پذیرد یا بازنشر می‌کند، ممکن است ناخواسته به حلقه‌ای از زنجیره این جنگ تبدیل شود.سواد رسانه‌ای دقیقاً در همین نقطه اهمیت می‌یابد. سواد رسانه‌ای به‌معنای توانایی تحلیل، ارزیابی و درک صحیح پیام‌های رسانه‌ای است؛ اینکه مخاطب بتواند میان خبر و شایعه، تحلیل و القا، واقعیت و تحریف تمایز قائل شود. جامعه‌ای که از این مهارت برخوردار باشد، کمتر تحت تأثیر فضاسازی‌های هیجانی قرار می‌گیرد و تصمیم‌های خود را بر پایه عقلانیت و آگاهی اتخاذ می‌کند. رسانه‌ها در این میان، نقشی دوگانه و بسیار حساس دارند. از یک‌سو، خود بخشی از میدان نبرد روایت‌ها هستند و از سوی دیگر، می‌توانند به ارتقای سواد رسانه‌ای مخاطبان کمک کنند. اطلاع‌رسانی دقیق، پرهیز از تیترهای تحریک‌آمیز، استفاده از منابع معتبر و ارائه تحلیل‌های منصفانه، از جمله اقداماتی است که رسانه‌های متعهد می‌توانند برای حفظ آرامش و آگاهی جامعه انجام دهند. همسویی رسانه با نظام، به‌معنای نادیده گرفتن مشکلات نیست؛ بلکه به‌معنای طرح مسئولانه مسائل با نگاه اصلاحی و در چارچوب منافع ملی است.تجربه‌های گذشته نشان داده است که دشمن بیش از هر چیز بر احساسات جامعه سرمایه‌گذاری می‌کند. انتشار گسترده اخبار منفی، تصاویر گزینشی و روایت‌های ناقص، می‌تواند فضای روانی جامعه را ملتهب کند و زمینه سوءاستفاده را فراهم آورد. در چنین فضایی، سواد رسانه‌ای به مردم می‌آموزد که هر خبری الزاماً تمام واقعیت نیست و هر تحلیلی ارزش اعتماد ندارد. این آگاهی، نه‌تنها به کاهش التهاب کمک می‌کند، بلکه قدرت تصمیم‌گیری مستقل و آگاهانه را در جامعه تقویت می‌سازد.رسانه‌های داخلی، به‌ویژه رسانه‌های محلی و بومی، از جایگاه ویژه‌ای در این فرآیند برخوردارند. نزدیکی به مردم، شناخت مسائل واقعی جامعه و برخورداری از سرمایه اعتماد، این رسانه‌ها را به یکی از مؤثرترین ابزارها برای خنثی‌سازی شایعات و روایت‌های مخرب تبدیل کرده است. بهره‌گیری درست از این ظرفیت، می‌تواند نقش مهمی در هدایت افکار عمومی و تقویت انسجام اجتماعی ایفا کند.از سوی دیگر، ارتقای سواد رسانه‌ای یک مسئولیت همگانی است. نهادهای آموزشی، فرهنگی و رسانه‌ای باید با همکاری یکدیگر، این مهارت را به‌صورت مستمر و هدفمند در جامعه ترویج کنند. آموزش غیرمستقیم شگردهای عملیات روانی، تشویق به بررسی منابع خبر و تأکید بر مسئولیت فردی در بازنشر محتوا، می‌تواند جامعه را در برابر جنگ ترکیبی دشمن مقاوم‌تر کند.در نهایت، باید تأکید کرد که عبور موفق از شرایط حساس کنونی، نیازمند هوشیاری جمعی و اعتماد متقابل میان مردم، رسانه‌ها و نظام است. سواد رسانه‌ای، به‌عنوان سلاحی پنهان اما مؤثر، می‌تواند ملت را در برابر امواج تحریف و شایعه مصون نگه دارد و زمینه‌ساز حفظ آرامش، امید و انسجام ملی شود. امروز، دفاع از حقیقت و آگاهی عمومی، بخشی جدایی‌ناپذیر از دفاع از منافع ملی است؛ دفاعی که با افزایش سواد رسانه‌ای، به سرمایه‌ای ماندگار برای جامعه تبدیل خواهد شد.

بازگشت