
صفحه اصلي > یادداشت > هوشیاری ملی در سایه آرایش جنگی آمریکا در خاورمیانه
هوشیاری ملی در سایه آرایش جنگی آمریکا در خاورمیانهامروز, 12:31. نويسنده: monshi |
|
خاورمیانه بار دیگر در یکی از حساسترین مقاطع تاریخی خود قرار گرفته است؛ مقطعی که نشانههای آن را میتوان در افزایش تحرکات نظامی، تشدید فضای امنیتی و بازآرایی نیروهای فرامنطقهای بهویژه ایالات متحده آمریکا بهروشنی مشاهده کرد. استقرار ناوهای هواپیمابر، تقویت پایگاههای نظامی و برگزاری رزمایشهای گسترده در آبها و خشکیهای منطقه، تنها یک مانور معمولی نیست، بلکه پیامی آشکار از ورود منطقه به مرحلهای پرمخاطره و ناپایدار دارد. در هفتههای اخیر، آمریکا با اعزام ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» و مجموعهای از ناوشکنها، رزمناوها و تجهیزات پدافندی، سطح حضور نظامی خود در خاورمیانه را به شکل کمسابقهای افزایش داده است. واشنگتن این اقدامات را با ادبیات «بازدارندگی» و «حفاظت از منافع و نیروهای خود» توجیه میکند، اما تجربههای داده است. واشنگتن این اقدامات را با ادبیات «بازدارندگی» و «حفاظت از منافع و نیروهای خود» توجیه میکند، اما تجربههای داده است. واشنگتن این اقدامات را با ادبیات «بازدارندگی» و «حفاظت از منافع و نیروهای خود» توجیه میکند، اما تجربههای گذشته نشان داده است که چنین آرایشهایی معمولاً مقدمه فشارهای سیاسی، امنیتی و حتی درگیریهای محدود یا نیابتی بودهاند؛ درگیریهایی که گاه بدون اعلام داده است. واشنگتن این اقدامات را با ادبیات «بازدارندگی» و «حفاظت از منافع و نیروهای خود» توجیه میکند، اما تجربههای گذشته نشان داده است که چنین آرایشهایی معمولاً مقدمه فشارهای سیاسی، امنیتی و حتی درگیریهای محدود یا نیابتی بودهاند؛ درگیریهایی که گاه بدون اعلام جنگ رسمی، هزینههای سنگینی را به ملتهای منطقه تحمیل کردهاند. واقعیت آن است که خاورمیانه به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک، منابع انرژی، مسیرهای حیاتی تجارت جهانی و رقابت قدرتهای بزرگ، همواره مستعد بحران بوده است. امروز نیز در شرایطی قرار داریم که تنشهای انباشتهشده، از اختلافات سیاسی و امنیتی گرفته تا بحرانهای داخلی برخی کشورها، میتواند با یک خطای محاسباتی یا حادثه پیشبینینشده، به بحرانی فراگیر تبدیل شود. در چنین فضایی، لشکرکشی نظامی آمریکا بیش از آنکه تضمینکننده ثبات باشد، بر ابهام و نااطمینانی افزوده و نگرانی کشورهای منطقه و افکار عمومی را تشدید کرده است. در کنار ابعاد نظامی، نباید از جنگ روانی و رسانهای غافل شد. تجربه ثابت کرده است که همزمان با تشدید تنشها، موجی از شایعات، اخبار تاییدنشده و تحلیلهای جهتدار در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی منتشر میشود؛ اخباری که گاه هدفی جز ایجاد اضطراب، بیثباتی روانی و تضعیف انسجام اجتماعی ندارند. در چنین شرایطی، هوشیاری مردم نهتنها یک توصیه اخلاقی، بلکه ضرورتی ملی است. جامعهای که اسیر هیجان و شایعه شود، پیش از آنکه با تهدید خارجی روبهرو شود، از درون آسیب میبیند. هوشیاری عمومی در مقطع کنونی چند بعد اساسی دارد. نخست، دقت در دریافت و بازنشر اخبار و اعتماد به منابع معتبر و رسمی است. دوم، حفظ آرامش اجتماعی و پرهیز از رفتارهای هیجانی در حوزههای اقتصادی و معیشتی، چرا که التهاب مصنوعی بازارها میتواند فشار مضاعفی بر زندگی مردم وارد کند. سوم، تقویت همبستگی اجتماعی و پرهیز از دامنزدن به اختلافات داخلی است؛ چرا که شکافهای اجتماعی همواره یکی از اهداف اصلی جنگهای ترکیبی و فشارهای خارجی بودهاند. در کنار این موارد، نقش رسانهها نیز تعیینکننده است. رسانه مسئول، رسانهای است که بهجای بزرگنمایی تهدید و القای ترس، واقعیتها را دقیق، متوازن و مسئولانه منعکس کند و به افزایش آگاهی عمومی کمک برساند. جامعهای که آگاه باشد، بهتر میتواند میان تهدید واقعی و جنگ روانی تمایز قائل شود و با کمترین هزینه از بحرانها عبور کند. در مجموع، شرایط کنونی منطقه بیش از هر زمان دیگری نیازمند عقلانیت، هوشیاری و دوری از شتابزدگی است. تاریخ نشان داده است که آتش جنگ در خاورمیانه بهسرعت شعلهور میشود، اما خاموشکردن آن بسیار دشوار و پرهزینه است. در چنین فضایی، هوشیاری مردم و مسئولیتپذیری رسانهها میتواند مهمترین سد در برابر تبدیل تنشهای سیاسی و نظامی به بحرانی فراگیر باشد؛ بحرانی که دود آن، نهفقط به چشم یک کشور، بلکه به چشم تمام منطقه و حتی جهان خواهد رفت. اکبر حیدری روزنامه نگار بازگشت |