
صفحه اصلي > یادداشت > قدرت مقاومت و تابآوری شاخصمهم پایداری یک جامعه
قدرت مقاومت و تابآوری شاخصمهم پایداری یک جامعه27 فروردین 1405. نويسنده: monshi |
|
مقاومت و ایستادگی به عنوان تنها برگ برنده جمهوری اسلامی جلوه های مختلفی دارد که یکی از آنها حضور در میدان خیابان است. دکتر مهدی جعفری/ پس از شهادت قائد امت و بیعت با رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله ( سید مجتبی خامنه ای ) در کنار نیروهای مسلح که شبانه روز در حال دفاع از وطن در مقابل دشمن بودند ، میدان خیابان مملو از عاشقان رهبر شهید و رهبر انقلاب اسلامی شد تا جلوه ای از وطن خواهی و ایستادگی در پشتیبانی از نیروهای مسلح به اثبات جهانیان برسد.و این جلوه وطن خواهی تبدیل به قراری شبانه آن هم در راس ساعتی مقرر شد که در هر شب پیام ایستادگی به جهانیان مخابره می شد.در بزنگاههای تاریخی، زمانی که فشارهای بیرونی شدت میگیرد و زندگی جمعی در معرض تهدید قرار میگیرد، آنچه بیش از هر عامل دیگری ماهیت آینده را تعیین میکند، قدرت مقاومت و تابآوری مردم است.تابآوری اجتماعی مفهومی است که طی سالهای اخیر در مطالعات علوم انسانی و رفتاری اهمیت ویژهای یافته و به عنوان یکی از شاخصهای مهم پایداری یک جامعه شناخته میشود. این توانایی، تنها مجموعهای از واکنشهای احساسی یا رفتارهای لحظهای نیست، بلکه شبکهای پیچیده از ارزشها، ارتباطات، اعتمادهای متقابل و ظرفیتهای فردی و جمعی است که در کنار هم امکان عبور از بحران را فراهم میکند.وقتی یک جامعه تحت فشار قرار میگیرد، نخستین واکنش معمولاً هیجانی است؛ اما دوام و استمرار در چنین شرایطی، به وجود سازوکارهای عمیقتری نیاز دارد. یکی از این سازوکارها «احساس هویت مشترک» است. هویت مشترک نوعی آگاهی جمعی ایجاد میکند که در آن افراد خود را نه بهعنوان مجموعهای پراکنده، بلکه بهعنوان بخشی از یک کل منسجم میبینند. همین حس مشترک است که باعث میشود رفتارها هدفمند شوند و ظرفیتهای پراکنده، همراستا و اثربخش عمل کنند. در غیاب این هویت، هر بحرانeven کوچک میتواند موجب سردرگمی، فرسودگی روانی و گسست اجتماعی شود.در کنار هویت، «همبستگی اجتماعی» نیز نقشی بنیادی دارد. همبستگی، اگرچه مفهومی ساده به نظر میرسد، اما در عمل یکی از پیچیدهترین و مؤثرترین ویژگیهای جوامع پایدار است. در شرایط بحران، حلقههای حمایتی کوچک از خانواده گرفته تا شبکههای محلی و نهادهای جامعه مدنی همچون ضربهگیر عمل میکنند و فشار روانی و اجتماعی را کاهش میدهند. وجود این شبکهها به افراد احساس امنیت، معنا و اتکا میدهد. به کمک چنین سازوکاری، امکان برنامهریزی برای فردای بحران فراهم میشود و جامعه در برابر نااطمینانی، واکنشی سنجیدهتر نشان میدهد.عامل مهم دیگر، «کیفیت جریان اطلاعات» است. تجربههای تاریخی نشان میدهد که یکی از اصلیترین دلایل فرسایش اجتماعی در شرایط بحران، نبود اطلاعات معتبر یا انتشار اخبار متناقض است. هرچه شفافیت بیشتر باشد، جامعه مسیر صحیحتری برای تصمیمگیری پیدا میکند. رسانهها در این میان نقشی تعیینکننده دارند. ارائه اطلاعات دقیق، قابل اعتماد و بهموقع از یکسو موجب افزایش آرامش روانی میشود و از سوی دیگر زمینهٔ مشارکت سازندهتر مردم را فراهم میکند. برعکس، مبالغه یا پنهانکاری میتواند موجب گسترش ترس، شایعات و رفتارهای غیرمنطقی گردد.فراتر از این عوامل، تابآوری اجتماعی به شدت تحت تأثیر «سرمایهٔ فرهنگی و اخلاقی جامعه» است. ارزشهایی مانند مسئولیتپذیری، نوعدوستی، مشارکتجویی و اعتماد عمومی، همچون ستونهایی نامرئی ساختار جامعه را در لحظات دشوار استوار میسازند. در جامعهای که این ارزشها ریشهدار باشد، افراد بهجای واکنشهای فردی و منفعل، رفتارهایی مبتنی بر همکاری و مشارکت نشان میدهند. در چنین بستری، بحران نه تنها به تهدیدی پایدار تبدیل نمیشود، بلکه میتواند زمینهساز رشد آگاهی و تقویت ظرفیتهای جمعی گردد. با این حال، مقاومت و تابآوری اجتماعی مفهومی ایستا نیست. این توانایی نیازمند «یادگیری» و «سازگاری» دائم است. جوامعی که از بحرانها درس میگیرند، با سرعت بیشتری خود را با شرایط جدید وفق میدهند. این سازگاری میتواند در شکلگیری نهادهای تازه، بازتعریف اولویتهای اجتماعی و بهبود ساختارهای حمایتی نمود پیدا کند. درسهایی که از بحرانها استخراج میشود، نوعی سرمایهٔ تجربهای ایجاد میکند که در مواجهه با حوادث آینده به یاری جامعه میآید.عامل دیگری که اهمیت آن کمتر از دیگران نیست، «سلامت روان جمعی» است. فشارهای مستمر، اگر مدیریت نشوند، میتوانند موجب فرسودگی عمومی، کاهش امید اجتماعی و ضعف تدریجی ساختار جمعی شوند. بنابراین فراهمکردن سازوکارهایی برای مراقبت روانی، حمایت از گروههای آسیبپذیر و تقویت احساس امنیت ذهنی، بخشی جداییناپذیر از تابآوری است. جامعهای که افرادش احساس امنیت درونی داشته باشند، توان بیشتری برای تحمل فشارهای بیرونی خواهد داشت.در نهایت، تابآوری و مقاومت یک جامعه، تنها در عبور از بحران معنا پیدا نمیکند؛ بلکه در نحوهٔ «بازسازی پس از بحران» است که عمق این توانایی آشکار میشود. بازگشت |