Logo

صفحه اصلي > یادداشت > جوانان؛ قلب تپنده شهر و ستون آینده‌ جامعه

جوانان؛ قلب تپنده شهر و ستون آینده‌ جامعه


21 اردیبهشت 1405. نويسنده: monshi


هیچ شهری فقط با خیابان، برج، پل و ساختمان زنده نمی‌ماند.روح واقعی هر شهر، مردمانی هستند که در آن نفس می‌کشند؛و در میان همه نسل‌ها، این جوانان‌اند که نبض حرکت، امید و تغییر را در جامعه به جریان می‌اندازند.
به قلم دکتر آزاد آهنگران/ اگر جوانان یک شهر خاموش شوند، کم‌کم چراغ آینده آن شهر نیز کم‌نور خواهد شد.امروز جهان وارد دوره‌ای شده که قدرت ملت‌ها فقط در منابع طبیعی یا تجهیزات نیست؛بلکه در «سرمایه اجتماعی» آنها تعریف می‌شود.و مهم‌ترین سرمایه اجتماعی هر کشور، جوانانی هستند که احساس تعلق، مسئولیت و مشارکت دارند.اما در جامعه‌ای که ریشه‌های معنویت، ایمان و فرهنگ اسلامی در تار و پود آن جاری است، این مسئولیت فقط یک وظیفه اجتماعی نیست؛بلکه نوعی تعهد انسانی و الهی است.
اسلام، انسان را موجودی بی‌تفاوت نمی‌خواهد.جامعه اسلامی، جامعه‌ای است که در آن انسان نسبت به سرنوشت مردم، شهر، وطن و حتی آینده نسل‌ها احساس مسئولیت می‌کند.جوان فقط یک سن نیست؛یک انرژی است.یک جریان زنده برای ساختن، تغییر دادن و بهتر کردن جهان اطراف.وقتی یک جوان برای پاکیزگی شهر داوطلب می‌شود،وقتی برای کمک به همسایه، آموزش کودکان، حفاظت از محیط‌زیست، فعالیت فرهنگی، کارآفرینی، امدادرسانی یا حتی فرهنگ‌سازی در فضای مجازی قدم برمی‌دارد، در حقیقت فقط یک کار ساده انجام نداده است؛او در حال ساختن «اعتماد اجتماعی» است؛ همان چیزی که جوامع پیشرفته بر پایه آن شکل گرفته‌اند.
و این همان روحی است که اسلام سال‌ها بر آن تأکید کرده است؛روح تعاون، همدلی، ایثار و مسئولیت‌پذیری.فرهنگ اسلامی به ما آموخته که انسان مؤمن، فقط برای خودش زندگی نمی‌کند.درد مردم را می‌فهمد، برای آرامش جامعه تلاش می‌کند و در لحظه‌های سخت، کنار مردمش می‌ایستد.همین نگاه است که مفهوم «جان‌فدا بودن» را معنا می‌کند.
جان‌فدا بودن فقط در میدان جنگ معنا ندارد؛گاهی در خدمت صادقانه به مردم است،گاهی در نجات امید یک خانواده،گاهی در ساختن آینده‌ای بهتر برای کودکان این سرزمین،و گاهی در ایستادگی مقابل موج ناامیدی و بی‌تفاوتی.مسائل شهروندی، فقط قوانین خشک شهری نیستند.شهروندی یعنی اینکه انسان بداند حضورش در جامعه اثر دارد.یعنی بداند اگر بی‌تفاوت باشد، شهر نیز کم‌کم بی‌روح می‌شود.بزرگ‌ترین خطر برای هر جامعه، کمبود امکانات نیست؛بلکه گسترش بی‌تفاوتی است.روزی که مردم احساس کنند «هیچ کاری از دست ما برنمی‌آید»، همان روز آغاز فرسایش اجتماعی خواهد بود.اما جوانان می‌توانند این چرخه را تغییر دهند.جوانی که مطالبه‌گر است اما تخریب نمی‌کند،منتقد است اما مسئولیت‌پذیر هم هست،آرمان‌خواه است اما امیدش را از دست نمی‌دهد،و ایمان را با آگاهی و اخلاق همراه می‌کند،می‌تواند آینده یک شهر را متحول کند.امروز شهرهای موفق دنیا، شهرهایی هستند که جوانان در تصمیم‌سازی، فرهنگ‌سازی و حل مسائل اجتماعی آنها نقش فعال دارند.از مدیریت بحران گرفته تا فناوری، محیط‌زیست، حمل‌ونقل، آموزش، سلامت روان و حتی امنیت اجتماعی؛ همه‌جا رد پای جوانانی دیده می‌شود که تصمیم گرفته‌اند فقط تماشاگر نباشند.نسل جوان اگر وارد میدان شود، بسیاری از گره‌های اجتماعی باز می‌شود؛زیرا جوانان هنوز قدرت رؤیا دیدن دارند،هنوز از شکست نمی‌ترسند،و هنوز باور دارند که می‌توان دنیا را بهتر کرد.جامعه‌ای که به جوانان اعتماد کند، آینده را خریده است.و جوانی که به جامعه‌اش احساس مسئولیت داشته باشد، فقط برای امروز زندگی نمی‌کند؛ او برای فردا تاریخ می‌سازد.شاید مهم‌ترین وظیفه امروز ما این باشد که به جوانان یادآوری کنیم:
شهر فقط متعلق به مدیران نیست؛متعلق به همه شهروندان است.و هیچ نیرویی در جهان، قدرتمندتر از جوانانی نیست که با ایمان، معنویت، امید و عشق به مردمشان تصمیم گرفته‌اند برای ساختن جامعه‌شان کنار نکشند.

نویسنده دکتر آزاد آهنگران
بازگشت