امنیت پایدار در گرو اقتصاد مقاومتی و وحدت ملی
سپیدارآنلاین: گروه سرمقاله
در دنیای پرآشوب امروز، قدرت و اقتدار یک ملت نه تنها در توان نظامی، بلکه در تابآوری و پایداری اقتصادی آن نهفته است.
احسان فلاحت پیشه/ «اقتصاد مقاومتی» مفهومی است که فراتر از یک راهبرد صرفاً اقتصادی، نیازمند یک «فرهنگ» و «رویکرد» ملی است؛ رویکردی که با اتکا به روح جمعی، انسجام ملی و خودباوری، ایران را در برابر فشارهای خارجی بیمه میکند. در واقع، «امنیت ملی» کشور عزیزمان، امروز بیش از هر زمان دیگری در «جبهه اقتصاد» معنا مییابد و پیروزی در این جبهه، بدون وحدتِ آحاد جامعه، نخبگان و کارگزاران، امری دستنیافتنی است. این یادداشت تلاش دارد تا ارتباط عمیق میان اقتصاد مقاومتی، وحدت ملی و امنیت پایدار را تبیین کند. اقتصاد مقاومتی، در اساس، به معنای کاهش آسیبپذیری در برابر شوکهای بیرونی و افزایش خوداتکایی در عرصههای کلیدی است. اما این هدف بلندپروازانه، جز با بستری از «وحدت ملی» محقق نخواهد شد. وحدت ملی به معنای همنظر شدن تمام گروهها، اقوام و جریانهای سیاسی بر سر اولویتهای ملی، بهویژه «تولید داخلی» است. این همنظر شدن، زمینهسازِ همافزایی میان دستگاههای دولتی، بخش خصوصی و مردم برای رفع موانع تولید، تسهیل فضای کسبوکار، مبارزه با فساد و حمایت از نوآوری و کارآفرینی میشود.وقتی سرمایهگذار با اطمینان خاطر در فضای امنِ ناشی از وحدت ملی سرمایهگذاری میکند، کارگر با انگیزه بیشتری در خط تولید تلاش مینماید، و مصرفکننده با افتخار از کالای ایرانی حمایت میکند، آنگاه میتوان ادعا کرد که اقتصاد مقاومتی در مسیر درست خود در حرکت است. تنوعبخشی به منابع درآمدی، کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، و توسعه دانشبنیانها، همگی نیازمند ثبات سیاسی و اجتماعی است که ثمره مستقیم وحدت ملی است. بدون این انسجام، هر تلاشی در عرصه اقتصاد، مانند بنایی است که بر شن بنا شود و در برابر اولین طوفان فرو ریزد.امنیتِ پایدار و غیرقابل خدشه، بدون استقلال اقتصادی، رویایی دستنیافتنی است. تاریخ معاصر گواه آن است که قدرتهای بزرگ، همواره از اهرم «اقتصاد» برای اعمال فشار بر کشورهای مستقل بهره بردهاند. تحریمهای اقتصادی، جنگ ارزی، و اختلال در زنجیرههای تأمین، ابزارهایی هستند که دشمنان برای تضعیف اراده ملی و به زانو درآوردن ملتها به کار میگیرند.اقتصاد مقاومتی، با تمرکز بر ظرفیتهای داخلی، بومیسازی فناوریها، و توسعه تولیدات راهبردی، «امنیت ملی» را در برابر این فشارهای بیرونی بیمه میکند. وقتی کشوری بتواند نیازهای اساسی خود در حوزههایی مانند غذا، دارو، انرژی و صنعت دفاعی را به طور مستقل تأمین کند، گزینههای روی میز دشمنان برای فشار، به شدت محدود میشود. در واقع، هر واحد تولید ملی که جایگزین واردات میشود، یک «سنگر دفاعی» مستحکمتر برای امنیت کشور است. این استقلال اقتصادی، قدرت چانهزنی ایران را در عرصههای بینالمللی افزایش داده و اراده ملی برای حفظ تمامیت ارضی و منافع ملی را تقویت میکند.وحدت ملی که پیشنیاز اقتصاد مقاومتی است، صرفاً به معنای اتحاد آحاد مردم نیست؛ بلکه مهمتر از آن، «وحدت نخبگانی» بر سر یک «سند چشمانداز» و «نقشه راه» روشن برای توسعه اقتصادی است. اقتصاد مقاومتی نباید به عرصهای برای رقابتهای جناحی و سلیقهای تبدیل شود. تا زمانی که نخبگان اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کشور بر سر اصول بنیادین توسعه پایدار و خودکفایی همنظر نباشند، اجرای سیاستهای بلندمدت اقتصادی با چالشهای جدی روبرو خواهد بود.دشمنان، همواره به دنبال شکاف در میان نخبگان هستند تا بتوانند از این اختلافات برای پیشبرد اهداف خود بهره ببرند. وقتی نسخههای اقتصادی، دستخوش تغییرات سلیقهای دولتها و جناحهای سیاسی میشود، سرمایهگذار داخلی و خارجی، اعتماد خود را از دست میدهد و مسیر توسعه ناهموارتر میگردد. بنابراین، تحقق اقتصاد مقاومتی، مستلزم ایجاد یک اجماع ملی فراگیر میان نخبگان است تا بتوان با عزمی راسخ، مسیری مشخص را برای رسیدن به استقلال اقتصادی و در نتیجه، امنیت ملی پایدار پیمود.در این میان، «همافزایی» میان بخشهای مختلف جامعه، نقش کلیدی ایفا میکند. دولت باید با تسهیلگری، رفع موانع بوروکراتیک و مبارزه قاطع با فساد، بستر را برای فعالیت مولد فراهم کند. بخش خصوصی، با اتکا به خلاقیت و نوآوری، باید پیشگام تولید محصولات باکیفیت و رقابتپذیر باشد. دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی، با تولید علم و فناوری، راه را برای بومیسازی و خودکفایی هموار سازند. رسانهها نیز با ترویج فرهنگ کار، تولید و مصرف کالای ایرانی، نقش مهمی در بسیج عمومی ایفا میکنند.