زندگی روزمره زیر سایه گرانیهای خاموش
سپیدارآنلاین: گروه یادداشت
گرانی همیشه با شوک و تیترهای درشت از راه نمیرسد. گاهی بیصدا، آرام و خزنده وارد زندگی میشود؛ آنقدر آرام که دیده نمیشود، اما آنقدر مداوم که ریشه میدواند.
محمد جعفری / «گرانیهای خاموش» از همین جنساند؛ افزایشهایی تدریجی که نه موج خبری میسازند و نه واکنش فوری، اما در نهایت، بیشترین فشار را بر معیشت خانوارها وارد میکنند.این نوع گرانی نه با تغییر ناگهانی قیمت یک کالای اساسی، بلکه با بالا رفتن آرام کرایهها، افزایش هزینه خدمات، رشد تدریجی قیمت اقلام مصرفی و بالا رفتن هزینههای جانبی زندگی خود را نشان میدهد. قبضها کمی سنگینتر میشوند، خریدهای ماهانه کوچکتر، تفریحات کمتر و انتخابها محدودتر. زندگی تغییر میکند، بیآنکه نقطه مشخصی برای اعتراض وجود داشته باشد.طبقه متوسط بیش از همه قربانی این گرانیهای خاموش است. نه آنقدر برخوردار که فشارها را بیاهمیت بداند و نه آنقدر محروم که مشمول حمایتهای هدفمند شود. نتیجه، فرسایش تدریجی توان اقتصادی خانوارهایی است که روزگاری ستون ثبات اجتماعی محسوب میشدند. کاهش قدرت خرید، حذف برخی نیازهای فرهنگی و آموزشی، و صرفنظر کردن از تفریحات ساده، بخشی از پیامدهای این روند است.
گرانیهای خاموش فقط مسئله اقتصاد نیست؛ تبعات روانی و اجتماعی آن شاید عمیقتر باشد. وقتی خانوادهها ناچار میشوند مدام از کیفیت زندگی خود کم کنند، احساس نارضایتی، ناامنی روانی و بیثباتی افزایش مییابد. این فشار پنهان، آرامآرام امید به آینده را تضعیف میکند و جامعه را به سمت نوعی سازگاری اجباری با شرایط نامطلوب سوق میدهد؛ سازگاریای که در ظاهر آرام است، اما در باطن، فرساینده.یکی از خطرناکترین ویژگیهای گرانی خزنده، عادیسازی آن است. وقتی افزایش قیمتها بهتدریج اتفاق میافتد، حساسیت اجتماعی کاهش مییابد و مطالبهگری کمرنگ میشود. جامعه یاد میگیرد با حذفها کنار بیاید؛ حذف سفر، حذف آموزشهای تکمیلی، حذف تفریحات خانوادگی و حتی حذف برخی اقلام ضروری. این عادت، اگرچه در کوتاهمدت واکنشها را کاهش میدهد، اما در بلندمدت سرمایه اجتماعی را تحلیل میبرد.
در این میان، نقش سیاستگذاری اقتصادی و اطلاعرسانی شفاف اهمیت دوچندان پیدا میکند. مردم اگر بدانند افزایش هزینهها ناشی از چه عواملی است و چه چشماندازی پیش رو دارند، بهتر میتوانند تصمیم بگیرند و همراهی نشان دهند. اما بیاطلاعی، ابهام و نبود روایت رسمی روشن، فضا را برای شایعه، ناامیدی و بیاعتمادی فراهم میکند.رسانهها در مواجهه با گرانیهای خاموش، مسئولیتی فراتر از بازتاب قیمتها دارند. پرداختن به جزئیات زندگی روزمره مردم، روایت فشارهای کوچک اما مداوم، و تبدیل آنها به مسئله عمومی، میتواند این پدیده پنهان را به موضوعی قابل گفتوگو تبدیل کند. رسانه اگر صرفاً به گرانیهای شوکآور بپردازد، از دیدن رنجهای آرام جامعه بازمیماند.
از سوی دیگر، تصمیمگیران نیز باید بدانند که فشار اقتصادی فقط در آمار تورم خلاصه نمیشود. کیفیت زندگی، احساس امنیت اقتصادی و توان برنامهریزی برای آینده، شاخصهایی هستند که کمتر دیده میشوند اما نقش تعیینکنندهای در رضایت عمومی دارند. مدیریت گرانیهای خزنده، نیازمند نگاه جزئینگر، حمایت هدفمند و اصلاح تدریجی سیاستهاست؛ نه صرفاً واکنشهای مقطعی.گرانیهای خاموش، اگرچه آرام میآیند، اما ماندگارترند. آنها بدون هیاهو، سفرهها را کوچک میکنند، روابط اجتماعی را محدود و امیدها را کمرنگ میسازند. دیدن و شنیدن این گرانیها، نخستین گام برای مهار آنهاست. جامعهای که دردهای کوچک خود را نادیده بگیرد، دیر یا زود با بحرانهای بزرگتری روبهرو خواهد شد.در نهایت، توجه به زندگی روزمره مردم و هزینههایی که بیصدا بر دوششان سنگینی میکند، نه یک مطالبه حاشیهای، بلکه ضرورتی برای حفظ ثبات اجتماعی است. گرانیهای خاموش را باید دید، گفت و برایشان چاره اندیشید؛ پیش از آنکه عادی شوند و زندگی را بیش از این، بیصدا فرسوده کنند.