انقلاب در مسیر حکمرانی
سپیدارآنلاین: گروه یادداشت
۱۳ بهمن، یک روز پس از ورود تاریخی امام خمینی(ره) به میهن، نقطهای کمتر گفتهشده اما بسیار تعیینکننده در تاریخ انقلاب اسلامی است.
سمانه حسینی / اگر ۱۲ بهمن نماد بازگشت رهبری انقلاب و اوج شور مردمی بود، ۱۳ بهمن را میتوان آغاز عبور انقلاب از «خیابان» به «ساختار» و از «احساس» به «مسئولیت» دانست. روزی که انقلاب اسلامی آرامآرام وارد مرحلهای شد که دیگر صرفاً یک خیزش مردمی نبود، بلکه باید خود را برای حکمرانی، اداره کشور و پاسخگویی به مطالبات ملت آماده میکرد.انقلابها تا زمانی که در خیابان هستند، با شعار و شور زندهاند؛ اما بقای آنها در گرو تواناییشان در نظامسازی، دولتسازی و کارآمدی در حکمرانی است. ۱۳ بهمن یادآور همین حقیقت است که انقلاب اسلامی از همان روزهای نخست، با پرسش بزرگ «بعد از پیروزی چه باید کرد؟» مواجه شد. پرسشی که پاسخ به آن، سرنوشت انقلابها را رقم میزند.امام خمینی(ره) با درک عمیق این مرحله حساس، انقلاب را نه یک حرکت مقطعی، بلکه یک پروژه تمدنی تعریف کرد. تأکید ایشان بر تشکیل نهادها، بازگشت نظم، حفظ آرامش عمومی و پرهیز از هرجومرج، نشانهای روشن از نگاه حکمرانیمحور رهبر انقلاب بود. از همین رو، انقلاب اسلامی برخلاف بسیاری از انقلابهای جهان، در همان روزهای نخست به سمت ساختارسازی قانونی و مردمی حرکت کرد.۱۳ بهمن در واقع نماد آغاز مسئولیت نخبگان، مدیران و نیروهای انقلابی است. روزی که باید از خود بپرسند آیا توان تبدیل آرمانها به برنامه، و شعارها به سیاستهای اجرایی را دارند یا نه. انقلابی که نتواند مطالبات معیشتی، عدالت اجتماعی، امنیت، کرامت انسانی و پیشرفت را تأمین کند، بهتدریج سرمایه اجتماعی خود را از دست خواهد داد؛ هرچند در شعار همچنان انقلابی باقی بماند.امروز، پس از گذشت بیش از چهار دهه، بازخوانی ۱۳ بهمن یک ضرورت جدی است. زیرا انقلاب اسلامی همچنان درگیر همان چالش تاریخی است: نسبت میان آرمانخواهی و کارآمدی. دشمنان انقلاب نیز دقیقاً همین نقطه را هدف گرفتهاند. تحریمها، فشارهای اقتصادی، جنگ رسانهای و عملیات روانی، همه با هدف القای ناکارآمدی حکمرانی و ایجاد فاصله میان مردم و نظام طراحی شدهاند.
در این میان، بزرگترین خطر برای انقلاب، نه تهدید خارجی، بلکه فروکاستن انقلاب به یک مناسبت تقویمی و محدود کردن آن به جشنها و شعارهاست. ۱۳ بهمن هشدار میدهد که انقلاب اگر در سطح نماد باقی بماند و به بهبود ملموس زندگی مردم منجر نشود، از درون آسیب خواهد دید. انقلاب زنده، انقلابی است که بتواند خود را اصلاح کند، خطاها را بپذیرد و مسیر پیشرفت را با تکیه بر مردم ادامه دهد.نقش مردم در این مرحله، نهتنها کمرنگ نشده، بلکه حیاتیتر از گذشته است. اگر انقلاب در سال ۵۷ با حضور مردم در خیابانها به پیروزی رسید، تداوم آن در گرو مشارکت آگاهانه مردم در حکمرانی است؛ از مطالبهگری مسئولانه گرفته تا نظارت اجتماعی و حفظ وحدت ملی. مردمیبودن انقلاب، فقط یک شعار نیست؛ معیاری است برای سنجش سلامت حکمرانی.۱۳ بهمن همچنین یادآور مسئولیت سنگین مدیران و کارگزاران نظام است. آنان وارثان انقلابی هستند که با خون، فداکاری و اعتماد مردم به ثمر نشست. هرگونه فاصله گرفتن از سادهزیستی، عدالتخواهی، پاسخگویی و مردمداری، در تضاد آشکار با روح انقلاب اسلامی قرار دارد. حکمرانی انقلابی، پیش از آنکه به شعار نیاز داشته باشد، به کارآمدی، صداقت و شجاعت در تصمیمگیری نیازمند است.در نهایت، ۱۳ بهمن فرصتی است برای بازاندیشی در این پرسش اساسی: آیا انقلاب اسلامی توانسته است از خیابان به حکمرانی مطلوب عبور کند؟ پاسخ به این پرسش نه سیاه است و نه سفید، اما آنچه مسلم است، انقلاب اسلامی همچنان زنده است، زیرا هنوز مسئله دارد، هنوز مطالبه ایجاد میکند و هنوز دشمنانش از اثرگذاری آن نگراناند.دهه فجر، بهویژه ۱۳ بهمن، به ما یادآوری میکند که انقلاب اسلامی یک مسیر ناتمام است؛ مسیری که ادامه آن، بیش از هر چیز به پیوند دوباره آرمانهای اولیه با حکمرانی کارآمد و مردممحور وابسته است. انقلابی که این پیوند را حفظ کند، نهتنها در تاریخ ماندگار خواهد شد، بلکه آینده را نیز خواهد ساخت.