سواد رسانهای؛ واکسن ذهن در برابر اخبار جعلی
سپیدارآنلاین: گروه سرمقاله
رسانهها در دنیای امروز بیش از هر زمان دیگری به عنصر اثرگذار بر افکار عمومی تبدیل شدهاند.
دکتر مهدی جعفری/ از تلویزیون تا فضای مجازی، هر پیام میتواند بر نگرش، باور و رفتار انسان تأثیر بگذارد. در چنین شرایطی، جامعهای موفق خواهد بود که شهروندان آن توانایی تشخیص، تحلیل و ارزیابی پیامهای رسانهای را داشته باشند؛ همان مهارتی که از آن با عنوان سواد رسانهای یاد میکنیم.سواد رسانهای تنها در دانستن نحوه استفاده از رسانه خلاصه نمیشود، بلکه شامل توانایی فهم اهداف پشتپرده تولید هر پیام، تشخیص صحت یا تحریف اطلاعات، شناخت تکنیکهای اقناع و تبلیغ، و قدرت مقاومت در برابر شایعات و هیجانات رسانهای است. فردی که از این توانمندی برخوردار باشد، در برابر موج اطلاعات غلط، روایتسازیهای مغرضانه و فضاسازیهای احساسی مصونتر خواهد بود.امروز یکی از مهمترین چالشهای جامعه ما، افزایش سرعت تولید و انتشار شایعات و اخبار جعلی است. پیامهایی که گاهی با نیت تأثیرگذاری روانی یا ایجاد اختلاف، در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشوند و فرصت تحلیل را از مردم میگیرند. همین مسئله ضرورت ارتقای سواد رسانهای را دوچندان میکند؛ زیرا برخورد صرفاً سلبی یا محدودسازی دسترسی نمیتواند پاسخگوی پیچیدگی فضای رسانهای باشد. جامعه باید «خودآگاه» شود؛ یعنی بتواند پیش از اعتماد به هر پیام، آن را بسنجد، ریشهیابی کند و سپس بپذیرد یا رد کند.
در این میان، نقش خانواده بسیار پررنگ است. نخستین جایی که فرزندان میآموزند چگونه با فضای مجازی و رسانه تعامل کنند، خانه است. رفتار والدین، نحوه مصرف رسانهای آنان، میزان اعتماد به شایعات و سرعت واکنششان در بازنشر خبر، همگی الگوهایی برای نوجوانان به شمار میرود. خانوادهای که درباره پیامهای رسانهای گفتوگوی صحیح داشته باشد، نسل آیندهای آگاهتر تربیت خواهد کرد.مدرسه و نظام آموزشی نیز میتواند سهم مهمی داشته باشد. امروز بسیاری از کشورها آموزش مهارت تحلیل رسانهای را از دوره ابتدایی آغاز کردهاند. دانشآموزی که میآموزد قبل از انتشار یک خبر، منبع آن را بررسی کند، در آینده به شهروندی تبدیل میشود که کمتر در دام موجسازیهای رسانهای قرار میگیرد. آموزش تفکر انتقادی، تحلیل محتوا و تشخیص حقیقت از شایعه باید در برنامههای رسمی مدارس و دانشگاهها جایگاه مشخصی پیدا کند.در کنار این بخشها، رسانههای رسمی نیز مسئولیتی جدی دارند. اگر رسانههای معتبر با سرعت مناسب، شفافیت کافی و صداقت در اطلاعرسانی عمل کنند، اعتماد عمومی تقویت میشود و مردم برای دانستن واقعیت، به این منابع مراجعه میکنند. هرقدر اعتماد به رسانههای رسمی افزایش یابد، فضا برای رشد رسانههای نامعتبر و شایعهساز محدودتر میشود.
از سوی دیگر، سواد رسانهای یک موضوع صرفاً فرهنگی یا آموزشی نیست، بلکه یک ضرورت امنیت اجتماعی است. تاریخ نزدیک ما نشان داده که شایعه چگونه میتواند آرامش جامعه را برهم زند، تصمیمها را تحت فشار هیجان عمومی قرار دهد و حتی مسیر مدیریت بحران را تغییر دهد. جامعهای که با مهارت تحلیل رسانهای رشد کند، در برابر جنگ روایتها مقاومتر است و کمتر دچار التهاب میشود.نسل جوان، بیش از هر قشر دیگری در معرض پیامهای رسانهای است. حضور مداوم در فضای مجازی، قرار گرفتن در جریانهای انفجاری اخبار و درگیری با روایتهای متناقض، لزوم توجه به آموزش رسانهای برای این گروه را افزایش میدهد. آگاهیبخشی به نوجوان امروز، در حقیقت تضمین شکلگیری یک جامعه اثرگذار و مسئولیتپذیر در آینده است. جوانی که تحلیل را میآموزد، در آینده تولیدکننده محتوای سالم خواهد بود، نه تنها مصرفکننده آن.از سوی دیگر، مدیریت شهری و نهادهای فرهنگی نیز میتوانند نقش مکمل ایفا کنند. برگزاری دورهها و نشستهای آموزشی در فرهنگسراها، استفاده از ظرفیت دانشگاهها برای آموزش عمومی، انتشار بروشورهای آگاهیبخش، تولید محتوای مناسبتی و حتی آموزش شهروندی در محلات مختلف، روشهایی کارآمد برای ارتقای سواد رسانهای است. شهرهایی که سرمایهگذاری فرهنگی در حوزه رسانه را جدی گرفتهاند، شهروندانی آرامتر، گفتوگومحورتر و مشارکتجوتر دارند.
پایه اصلی سواد رسانهای، تقویت تفکر انتقادی است. تفکر انتقادی به مردم میآموزد که هر پیام را حقیقت نپندارند، بلکه درباره چرایی و چگونگی آن سؤال کنند. پرسشگری، قدرت تشخیص را افزایش میدهد و سبب میشود جامعه کمتر تحت تأثیر موجهای احساسی قرار گیرد. این مهارت، زیربنای جامعه آگاه و قدرتمندی است که هیچ جریان رسانهای نمیتواند بهراحتی آن را دچار انحراف کند.