آرایش جنگی آمریکا و ضرورت بیداری افکار عمومی
سپیدارآنلاین: گروه سرمقاله
در شرایطی که تحولات منطقهای و بینالمللی با شتابی بیسابقه در حال تغییر است، افزایش تحرکات نظامی و آرایش جنگی ایالات متحده آمریکا در نقاط حساس جهان، بهویژه در غرب آسیا، بیش از هر زمان دیگری ضرورت هوشیاری ملی را یادآور میشود.
دکتر مهدی جعفری/ تاریخ معاصر نشان داده است که آمریکا هرگاه از زبان «بازدارندگی» و «حفظ امنیت» سخن گفته، در عمل سیاست فشار، تهدید و مداخله را دنبال کرده است؛ سیاستی که هزینههای سنگین انسانی، اقتصادی و امنیتی برای ملتها به همراه داشته است.آرایش جنگی آمریکا صرفاً یک اقدام نظامی نیست، بلکه بخشی از یک جنگ ترکیبی است؛ جنگی که همزمان از ابزار نظامی، رسانهای، اقتصادی و روانی بهره میبرد. ناوهای جنگی، پایگاههای نظامی و رزمایشهای پیدرپی تنها یک سوی ماجرا هستند و سوی دیگر آن، عملیات گسترده رسانهای برای القای ناامنی، تضعیف اعتماد عمومی و ایجاد شکاف در انسجام داخلی کشورهاست. در چنین شرایطی، هوشیاری ملی بهعنوان مهمترین سرمایه راهبردی یک ملت، نقشی تعیینکننده در خنثیسازی اهداف دشمن ایفا میکند.
هوشیاری ملی به معنای آمادگی دائمی افکار عمومی در برابر تحریف واقعیتها و بمباران خبری هدفمند است. تجربه نشان داده است که آمریکا و متحدانش پیش از هر اقدام نظامی، زمینهسازی روانی آن را از طریق رسانههای وابسته آغاز میکنند؛ بزرگنمایی تهدیدها، سیاهنمایی اوضاع داخلی، دامنزدن به اختلافات اجتماعی و القای ناکارآمدی ساختارهای حاکمیتی از جمله ابزارهای ثابت این جنگ روانی است. در این میان، جامعهای که از سواد رسانهای برخوردار باشد و بتواند میان خبر، تحلیل و عملیات روانی تمایز قائل شود، کمتر در دام این سناریوها گرفتار خواهد شد.
از سوی دیگر، هوشیاری ملی صرفاً مسئولیت نهادهای امنیتی و نظامی نیست، بلکه یک وظیفه همگانی است. نخبگان فکری، رسانهها، دانشگاهیان، فعالان فرهنگی و حتی کاربران فضای مجازی هر یک در شکلدهی به افکار عمومی نقش دارند. بازنشر اخبار بدون منبع معتبر، تحلیلهای هیجانی و دوقطبیساز، ناخواسته میتواند پازل دشمن را تکمیل کند. در مقابل، ترویج عقلانیت، آرامش اجتماعی و تحلیلهای مبتنی بر واقعیت، سد محکمی در برابر اهداف جنگ ترکیبی خواهد بود.
نکته قابل تأمل آن است که آمریکا همواره تلاش کرده است آرایش جنگی خود را بهعنوان ابزار ارعاب سیاسی به کار گیرد؛ یعنی بدون ورود به جنگ مستقیم، از سایه تهدید برای امتیازگیری استفاده کند. در چنین فضایی، واکنشهای احساسی و شتابزده میتواند همان چیزی باشد که طراحان این سناریو انتظارش را دارند. هوشیاری ملی اقتضا میکند که جامعه با حفظ آرامش، به تصمیمگیریهای کلان کشور اعتماد کرده و اجازه ندهد فضای روانی جامعه به نفع دشمن ملتهب شود.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است هرگاه ملت ایران با وحدت و انسجام در برابر تهدیدات خارجی ایستاده، محاسبات دشمن دچار خطا شده است. از همین رو، ایجاد شکاف اجتماعی و تضعیف همبستگی ملی یکی از اهداف اصلی جنگ روانی همزمان با آرایش نظامی آمریکاست. هوشیاری ملی یعنی شناخت این هدف و پرهیز از هر اقدامی که ناخواسته به تعمیق این شکافها منجر شود.
در نهایت، باید تأکید کرد که هوشیاری ملی نه به معنای هراس از جنگ، بلکه به معنای آمادگی ذهنی، تحلیل درست شرایط و اعتماد به توان داخلی است. ملتی که تاریخ مقاومت، تجربه تحریم و عبور از بحرانهای پیچیده را در کارنامه خود دارد، میتواند با اتکا به عقلانیت جمعی و انسجام اجتماعی، از این مقطع حساس نیز عبور کند. آرایش جنگی آمریکا هرچقدر هم پرهیاهو باشد، در برابر ملتی آگاه و هوشیار، بیش از آنکه تهدیدی واقعی باشد، به ابزاری برای آشکار شدن ضعفهای راهبردی دشمن تبدیل خواهد شد.