نسل نود: از «ناظر» تا «سازنده»
سپیدارآنلاین: گروه سرمقاله

در تاریخ حرکتهای اجتماعی، هر دورهای با ویژگیهای متمایز خود شناخته میشود.
اما وقتی سخن از تداوم یک انقلاب بزرگ در میان است، پرسش اصلی این نیست که «آیا نسل جدید با ارزشها همسو است؟»، بلکه این است که «این نسل چگونه ارزشها را با ابزارهای زمانه خود بازتعریف و تداوم میبخشد؟». امروز، در حالی که صحبت از نسلهای مختلف است، توجهها به سمت «دهه نودیها» معطوف شده است؛ نسلی که نه تنها میراثدار، بلکه بازآفرین مسیر انقلاب در عصر دیجیتال و جهانیشدن است.
شکاف نسلها یا شکاف ابزاری؟
بسیاری از تحلیلگران، از بیمِ فاصله گرفتن نسلهای جدید از ایدئولوژیهای بنیادین، دچار نوعی اضطراب میشوند. اما با نگاهی دقیقتر، باید تشخیص داد که آنچه میان نسلهای پیشین و دهه نودیها فاصله میاندازد، «شکاف ارزشها» نیست، بلکه «شکاف ابزاری» است. دهه نودیها در دنیایی متولد شدهاند که مرزهای جغرافیایی در فضای مجازی رنگ باختهاند و اطلاعات با سرعتی بیسابقه در دسترس است. آنها با «فشار اطلاعاتی» رشد کردهاند و همین امر، قدرت تفکر انتقادی و توانایی تحلیل دادهها را در آنها به شدت تقویت کرده است. این دقیقاً همان ویژگیای است که انقلاب برای عبور از چالشهای پیچیده قرن بیست و یکم به آن نیاز دارد: «هوش اطلاعاتی».
تداوم انقلاب در عصر پیچیدگی*
تداوی انقلاب در سالهای نخست، با حضور نسلهایی بود که بر چالشهای مرزی، ساختاری و تثبیت نظام تمرکز داشتند. اما تداوم انقلاب در عصر امروز، نیازمند نبردی در عرصههای جدید است: اقتصاد دانشبنیان، جنگهای سایبری، مدیریت بحرانهای جهانی و دیپلماسی عمومی. نسل نودی، با تسلط ذاتی خود بر فناوری، دقیقاً در همان نقطهای ایستاده است که انقلاب برای بقا و پیشرفت به آن نیاز دارد. آنها میتوانند ارزشهای عدالتخواهی و استقلال را از قالب شعارهای سنتی، به مدلهای نوین اقتصادی و اجتماعی تبدیل کنند. برای مثال، ترویج فرهنگ کارآفرینی در قالب استارتآپهای بومی، نوعی از جهاد اقتصادی است که مستقیماً با اهداف انقلاب در مسیر خودکفایی همسو است. در واقع، نسل نودی با «تخصصگرایی»، به مفهوم «ایستادگی» معنایی عملیاتی و مدرن میبخشد.
چالشها: از بیگانگی تا بازگشت به خانه
البته نباید از چالشها چشمپوشی کرد. نسل نودی در میان انبوهی از روایتهای بیگانه و سبک زندگی وارداتی، با آزمون سخت «هویتیافتگی» روبروست. بزرگترین خطر برای این نسل، نه دشمن بیرونی، بلکه «بیگانگی با ریشهها» و گم شدن در اقیانوس بیکرانِ مصرفگرایی است. تداوم انقلاب زمانی ممکن است که این نسل بتواند بین «اصالت» و «معاصریت» پیوند برقرار کند؛ یعنی بتواند همزمان که از آخرین تکنولوژیهای روز بهره میبرد، به ارزشهای اخلاقی و مبانی اعتقادی خود نیز وفادار بماند.اگر نسلهای پیشین، انقلاب را با «ایمان و فداکاری» بنا نهادند، وظیفه نسل نودی، «علمی کردن» و «ساختاری کردن» این مسیر است. آنها باید نشان دهند که میتوان هم در قامت یک دانشمند در آزمایشگاههای پیشرفته جهانی ایستاد و هم در مقام یک شهروند مخلص، در خدمت منافع ملی و حاکمیت کشور بود.
نتیجهگیری: از مشارکت تا رهبری
در نهایت، نباید نسل نودی را صرفاً به عنوان «مشارکتکننده» یا «پشتیبان» نگاه کرد؛ آنها باید به عنوان «رهبران آینده» مورد توجه قرار گیرند. تداوی انقلاب، نه یک امر ایستایی، بلکه فرآیندی پویاست که نیاز به بازنگری در روشها دارد. ما به نسل نودی نیاز داریم تا با نگاه پرسشگر و ابزارهای مدرن خود، مفاهیم انقلاب را برای نسلهای بعدی ترجمه کنند. آنها هستند که میتوانند «عدالت اجتماعی» را در قالب عدالت دیجیتال، و «استقلال» را در قالب قدرت تکنولوژیک معنا کنند. مسیر انقلاب، از فیلترهای مجازی و آزمایشگاههای علمی میگذرد؛ مسیری که تنها با حضور فعال، متخصص و آگاهِ دهه نودیها، از پستی و فرود جلوگیری شده و به اوج و تعالی خواهد رسید.