9 اسفند 1404
شماره خبر: 340512

اقتصاد خانواده در روزگار تورم؛ مدیریت یا مقاومت؟

سپیدار‌آنلاین: گروه یادداشت

اقتصاد خانواده در روزگار تورم؛ مدیریت یا مقاومت؟


در سال‌های اخیر، واژه «تورم» دیگر صرفاً یک اصطلاح اقتصادی نیست؛ بلکه به بخشی از گفت‌وگوی روزمره خانواده‌ها تبدیل شده است.
احسان فلاحت پیشه /افزایش قیمت کالاها و خدمات، کاهش قدرت خرید و نگرانی از آینده مالی، سبک زندگی بسیاری از خانوارها را تحت تأثیر قرار داده است. در چنین شرایطی، اقتصاد خانواده بیش از هر زمان دیگری به مهارت، تدبیر و برنامه‌ریزی نیاز دارد.خانواده، کوچک‌ترین واحد اقتصادی جامعه است. تصمیم‌هایی که در سطح خانه گرفته می‌شود ـ از نحوه هزینه‌کرد تا الگوی مصرف ـ در مقیاسی گسترده‌تر بر اقتصاد ملی نیز اثر می‌گذارد. اما وقتی تورم مستمر بر بازار سایه می‌اندازد، مدیریت منابع محدود به چالشی جدی بدل می‌شود. بسیاری از خانواده‌ها ناگزیرند میان نیازهای ضروری و خواسته‌های معمول زندگی دست به انتخاب بزنند؛ انتخاب‌هایی که گاه با فشار روانی همراه است.در این وضعیت، دو رویکرد متفاوت شکل می‌گیرد: «مقاومت منفعلانه» و «مدیریت فعالانه». مقاومت منفعلانه به معنای تحمل شرایط بدون برنامه‌ریزی و صرفاً کاهش هزینه‌هاست؛ رویکردی که ممکن است در کوتاه‌مدت پاسخ‌گو باشد، اما در بلندمدت به فرسایش روحی و کاهش کیفیت زندگی منجر می‌شود. در مقابل، مدیریت فعالانه بر پایه برنامه‌ریزی، اولویت‌بندی و اصلاح الگوی مصرف شکل می‌گیرد.
بودجه‌بندی ماهانه، تفکیک هزینه‌های ضروری از غیرضروری، پرهیز از خریدهای هیجانی و توجه به پس‌انداز—even اندک—از ابزارهای مدیریت فعالانه است. همچنین تقویت مهارت‌های خانگی، استفاده بهینه از منابع و گرایش به تولیدات داخلی می‌تواند بخشی از فشار اقتصادی را کاهش دهد. اقتصاد خانواده تنها به میزان درآمد وابسته نیست؛ بلکه به نحوه مدیریت آن نیز مرتبط است.
با این حال، نباید از بُعد فرهنگی و روانی ماجرا غافل شد. تورم صرفاً اعداد و درصدها نیست؛ بلکه احساس نااطمینانی ایجاد می‌کند. اگر فضای خانواده به محلی برای گلایه‌های مداوم و نگرانی‌های بی‌پایان تبدیل شود، آثار آن بر روابط عاطفی نیز نمایان خواهد شد. گفت‌وگوی صریح و همدلانه درباره وضعیت مالی، تقسیم مسئولیت‌ها و مشارکت همه اعضای خانواده در مدیریت هزینه‌ها، می‌تواند فشار روانی را کاهش دهد.از سوی دیگر، اقتصاد مقاومتی در مقیاس ملی، بدون همراهی خانواده‌ها محقق نخواهد شد. اصلاح الگوی مصرف، حمایت از تولید داخلی و پرهیز از اسراف، از خانه آغاز می‌شود. هر خانواده با تصمیم‌های خرد خود، در شکل‌گیری رفتارهای کلان اقتصادی سهم دارد.
بی‌تردید، سیاست‌های اقتصادی کلان و ثبات بازار نقش تعیین‌کننده‌ای در کنترل تورم دارند؛ اما در سطح خرد نیز می‌توان با ارتقای سواد مالی، بخشی از آسیب‌ها را مهار کرد. آموزش مهارت‌های اقتصادی در مدارس، ترویج فرهنگ پس‌انداز و تقویت روحیه کارآفرینی، سرمایه‌ای بلندمدت برای جامعه خواهد بود.
اقتصاد خانواده در روزگار تورم، میدان آزمون صبوری و تدبیر است. شاید نتوان همه متغیرهای بیرونی را کنترل کرد، اما می‌توان شیوه مواجهه با آن‌ها را مدیریت کرد. انتخاب میان «فشارِ بی‌برنامه» و «مدیریتِ آگاهانه»، همان نقطه‌ای است که آینده مالی خانواده را رقم می‌زند.
در نهایت، اقتصاد سالم از خانه‌های منظم و آگاه آغاز می‌شود. اگر خانواده بتواند میان واقعیت‌های اقتصادی و حفظ آرامش روانی تعادل برقرار کند، حتی در شرایط دشوار نیز می‌تواند مسیر پایداری و امید را ادامه دهد.

ارسال نظر

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد امنیتی: *
عکس خوانده نمی شود