بهترین بودن در جامعه و ایجاد توانمندی های بالفعل
سپیدارآنلاین: گروه گزارش

کسانی که ثروت خودشان را به رخ دیگران می کشند، فقط می خواهند در میان دیگران بهترین باشند بنابراین نمی توانند به شکل معقول و کارآمد از توانمندی ها و امکانات خود بهره ببرند، همین امر منجر به ایجاد مشکلات در ارتباط با اطرافیانشان، می شود.
گاهی اوقات برای ما هم پیش آمده که در شرایط یا مناسبت های مختلف خوب یا بد مثل عید نوروز، عروسی ها، جمع های دوستانه و ... فردی فرصت را غنیمت شمرده و مدام در حال تعریف و تمجید از خودش است و ثروتش را به رخ دیگران می کشد، حتی در مواردی به هم سطح مالی یا پایین تر از خود هیچ توجهی نشان نمی دهد و با رفتارش آن ها را ناراحت می کند. چنین فردی فقط به دنبال شخصی است که به حرف های او گوش دهد، به عنوان مثال می گوید: کفشم را می بینی خارجیه، کیفم را از فلان فروشگاه در فلان منطقه خریدم، لباسم رو سفارش دادم تا برام بفرستن، یا با آخرین مدل تلفن همراهش مشغول صحبت است، البته مواردی که ذکر شد بیش تر در میان خانم ها پیش می آید؛ آقایون هم با عوض کردن مدل های ماشین و خرید زمین یا خانه در فلان منطقه یا کمک مالی به زیردستانشون این نیاز من دارم تو نداری را برآورده می کنند. ناصر قاسم زاد جامعه شناس و پژوهشگر اجتماعی چنین افرادی را دارای ضعف شخصیتی می داند و می گوید: این طور رفتارها ریشه در ناکامی ها، محرومیت ها و تعارض های آن ها در گذشته دارد، بنابر همین ضعف شخصیتی آن ها فقط می خواهند در میان دیگران بهترین باشند و نمی توانند به شکل معقول و کارآمد از توانمندی ها و امکانات خود بهره ببرند، همین امر منجر به ایجاد مشکلات در ارتباط با اطرافیانشان، می شود. تا به حال در جامعه های کوچک خود مثل خانواده و محیط کاری با چنین افرادی از نزدیک برخورد داشتیم، حالا تصور کنیم برای بازگشت به خانه سوار اتوبوس هستیم و با ترمزهای پشت سر هم راننده به چپ و راست تکان می خوریم در همین لحظه یک ماشین آخرین مدل از کنار اتوبوس رد می شود، ماجرا همین جا ختم نمی شود راننده وقتی شما را می بیند قیافه می گیرد و با سرعت عبور می کند؛ خالا خدا می داند صاحب ماشین بوده یا نه!
در این شرایط، برداشت ما این است که او شخصی از خود راضی بوده و با این رفتار ماشینش را به رخ ما کشیده و حس خوبی نسبت به او نداریم، یا در بعضی از مواقع دلباخته احوال ظاهری او شده و آرزو می کنیم که ای کاش مثل آن ها بودیم، به همین خاطر آرامش روحی خود را از دست می دهیم؛ ولی در مقابل افرادی که افق دید بلندتری نسبت به مسایل دارند و علم و دانش حقیقی را ثروت می دانند درگیر این اوهام نمی شوند و با خاطری آسوده به رشد و تکامل خود ادامه می دهند. از این دست فخر فروشی ها فقط در رفتار بعضی ثروتمندان دیده نمی شود، بلکه گاهی تحصیلات، موقعیت کاری، خانواده ایده آل، سلامتی، فضایل اخلاقی، معنویات در افراد ریاکار نیز دلیلی می شوند که ناخواسته این نعمت های الهی را دستمایه فخرفروشی به افرادی شود که از این نعمت ها یا بهره ای ندارند یا تا قسمتی از آن ها برخوردارند، اگرچه ممکن است ابتدا با نیت درست و انگیزه مثبت به دنبال زندگی و آینده ای خوب و سلامت باشیم، ولی به تدریج با فریب شیطان گرفتار رذیلت اخلاقی کبر و غرور و فخرفروشی می شویم، با این حال ما دست کمی از کسانی که پولشان را به رخ دیگران می کشند نداریم تنها شکل رفتارمان عوض می شود. خوب است که بدانیم انسان متکبر در هنگام صحبت بارها به «من»، اشاره می کند و خود را مطرح می سازد؛ در حالی که انسان باوقار، با آرامش حرف می زند به طوری که موجی از تواضع از درونش آشکار می شود نه مثل یک انسانی که فقط ادا و اطوار یک انسان باوقار را در می آورد، بنابراین تنها وسیله، وقار و عظمت روحی است که می تواند در دل ها هیبت، حشمت، محبوبیت و احترام ایجاد کند. به همین ترتیب برخی از افراد متکبر با اسباب و لوازم گوناگون می خواهند بین مردم برای خودشان احترام کسب کنند، پول خرج می کنند و در بالای مجالس می نشینند، در بحث ها و مذاکرات علمی و سیاسی شرکت می کنند، اما می بینیم هیچ وقت در جلب احترام مردم توفیقی ندارند، البته افراد ظاهربین آن هم در بیشتر مواقع به شکل ظاهری برای آن ها احترام قائل می شوند ولی در پشت سر محبوبیت چندانی ندارند و به قول معروف برایشان تره هم خورد نمی کنند. حالا از نظر شما با افرادی که امکانات و شرایط ذاتی و اکتسابی خودشان را به رخ دیگران می کشند چه برخوردی باید داشت؟
دبیر انجمن حمایت از سلامت بهداشت و روان جامعه، گفت: برای این که چنین افرادی رفتار خود را اصلاح کنند و در میان جمع موجبات رنجش خود و دیگران را ایجاد نکنند بهتر است در مرحله اول با آن ها با طمأنینه و صبوری برخورد شود و از رفتارهای تدافعی، برخوردهای تند و بی تفاوتی نسبت اجتناب نمود به شکلی که در مرحله اول به او بها دهیم، به عنوان مثال بگیم چقدر خوبه که تو در این موقعیت قرار داری و با حرف های خود او را نوازش دهیم. قاسم زاد در ادامه می گوید: سپس او را به کارهای گروهی و مشارکتی تشویق کنیم، و او را از تأثیرات دنیوی و اخروی این برنامه ها در زندگیش آگاه نموده و بدین شکل به او روحیه دهیم؛ هم چنین ما می توانیم با رفتارهای بهنجار و شایسته خود، برای او الگو باشیم و ضعف های او را به طور غیر مستقیم و دوستانه با او در میان بگذاریم و زمینه را فراهم کنیم تا از توانمندی هایش در جهت کمال و رشد خود بهره ببرد. به همین ترتیب ما می توانیم با چنین افرادی که شاید برای یک لحظه هم تحملشان را نداریم، دوستی های خوب و سازنده ای داشته باشیم به شکلی که با این کار کمک ارزشمندی نیز به آن ها خواهیم کرد.
شیما خاکی