رسانه در روزهای بحران؛ خط مقدم دفاع از آرامش اجتماعی
سپیدارآنلاین: گروه سرمقاله

در روزهایی که جامعه با بحرانهای امنیتی، سیاسی یا اجتماعی روبهرو میشود، نخستین جبههای که فعال میگردد، نه میدان نبرد نظامی، بلکه عرصه «افکار عمومی» است.
دکتر مهدی جعفری/ در این میدان، رسانهها نقش تعیینکنندهای دارند؛ نقشی که میتواند به تقویت آرامش اجتماعی بینجامد یا برعکس، ناخواسته به تشدید اضطراب و بیاعتمادی دامن بزند. از این رو، رسانه در روزهای بحران، صرفاً یک ابزار اطلاعرسانی نیست، بلکه خط مقدم دفاع از ثبات روانی و انسجام اجتماعی به شمار میآید.بحران، ذاتاً با ابهام، نگرانی و فضای احساسی همراه است. مردم در چنین شرایطی بیش از هر زمان دیگری تشنه خبر هستند؛ اما نه هر خبری. آنچه افکار عمومی را آرام میکند، اطلاعرسانی دقیق، بهموقع و مسئولانه است. اگر رسانههای رسمی و داخلی در انجام این وظیفه تعلل کنند یا دچار پراکندگی پیام شوند، این خلأ بهسرعت توسط رسانههای معاند و شبکههای شایعهساز پر خواهد شد؛ جریانی که هدفی جز برهم زدن آرامش روانی جامعه و تضعیف اعتماد عمومی ندارد.تجربه سالهای اخیر نشان داده است که دشمنان این ملت، بیش از آنکه به ابزارهای سخت تکیه کنند، بر جنگ شناختی و عملیات روانی متمرکز شدهاند. در این نبرد خاموش، انتشار یک خبر تحریفشده، یک تصویر بدون توضیح یا یک روایت ناقص، میتواند اثرگذاریای بهمراتب بیشتر از یک اقدام فیزیکی داشته باشد. اینجاست که نقش رسانه مسئول، حرفهای و متعهد برجسته میشود؛ رسانهای که بداند «چه بگوید، چگونه بگوید و چه زمانی بگوید».رسانه در شرایط بحران باید میان دو وظیفه مهم توازن برقرار کند: از یکسو حق مردم برای دانستن و از سوی دیگر، ضرورت حفظ آرامش عمومی. این توازن تنها با تکیه بر اصول حرفهای، اعتماد به منابع رسمی و پرهیز از هیجانزدگی خبری محقق میشود. بزرگنمایی، تیترهای احساسی و بازنشر اخبار تأییدنشده، اگرچه ممکن است بازدید و توجه بیشتری جلب کند، اما در نهایت به فرسایش سرمایه اجتماعی منجر خواهد شد.از سوی دیگر، رسانهها نقش مهمی در جهتدهی به تحلیلها و تفسیرها دارند. صرف انتشار خبر کافی نیست؛ بلکه تبیین درست ابعاد ماجرا، پاسخ به شبهات و مقابله منطقی با شایعات، بخشی جداییناپذیر از رسالت رسانهای در بحران است. افکار عمومی زمانی آرام میگیرد که احساس کند واقعیتها بدون پنهانکاری و با زبان قابل فهم بیان میشود و نظام رسانهای کشور نسبت به دغدغههای مردم بیتفاوت نیست.در این میان، رسانههای محلی و بومی نیز مسئولیتی دوچندان دارند. نزدیکی این رسانهها به مردم، آنها را به مرجعی قابل اعتماد تبدیل کرده است. انتقال پیامهای صحیح، امیدبخش و وحدتآفرین از طریق این رسانهها میتواند نقش مؤثری در خنثیسازی شایعات و کاهش نگرانیهای اجتماعی ایفا کند. غفلت از این ظرفیت، به معنای واگذاری بخشی از میدان به رسانههای بیگانه است.نکته مهم دیگر، هماهنگی رسانهها با سیاستهای کلان اطلاعرسانی کشور است. در شرایط حساس، چندصداییِ ناهماهنگ و تحلیلهای متناقض، بیش از آنکه نشانه آزادی بیان باشد، میتواند به سردرگمی جامعه دامن بزند. انسجام پیام، نه به معنای سانسور، بلکه به معنای همافزایی رسانهای در راستای منافع ملی و امنیت روانی جامعه است.در نهایت باید پذیرفت که اعتماد عمومی، سرمایهای است که بهراحتی به دست نمیآید و بهسادگی نیز از بین میرود. رسانهها در روزهای بحران، نگهبانان این سرمایهاند. هر خبر دقیق، هر تیتر مسئولانه و هر تحلیل منصفانه، گامی در مسیر تقویت اعتماد و آرامش اجتماعی است. امروز بیش از هر زمان دیگر، جامعه نیازمند رسانههایی است که خود را سربازان آگاه جبهه حقیقت بدانند؛ رسانههایی که بدانند دفاع از امنیت ملی، از دفاع از آرامش مردم آغاز میشود.